شــــــــــــب بــــــــــــــــارانی
واسه اون ميزنه دل شيداي من
مي آيم فرو مي دهم بوي سپيدار و بوسه را تا عميق ترين افق ها صداترين انگشت ها را مي شماري چنگ مي زنم زيبا مي شوي چشمان آويخته را بر بي پنجره ترين جاده ي شهر نوازش مي كنم. نگاه كن. لبانت چه سرخ شده اند!! هنوز بارانم. ماه مي خندد.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت
20:57 توسط بــــــــــــارونـــــــــــــى| |
| Design By : Night Skin |


